تبلیغات
گَه گِدگ جُوِینه
 
گَه گِدگ جُوِینه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی اکبر ملایجردی
سه شنبه 12 مرداد 1395 :: نویسنده : مارال ملایجردی
تقدیم به دوستداران زبان مادری ترکی

 کتاب : تمثیل و مثل ترکی خراسانی

 “ آتا باباسوزلری خوراسان توركجه سینده”

نوشته ی؛ اسماعیل سالاریان، در 432 صفحه قطع وزیری چاپ و منتشر شد

 این کتاب حاوی تقریبا 1800 ضرب المثل تركی خراسانیست و توضیحات كاملی در مورد هر كدام از مثل ها به فارسی داده شده است. متن ترکی مثل ها با الفبای عربی و لاتین ترکی آوانگاری شده است. این اثر ارزشمند توسط انتشارات بخشایش با همکاری دفتر چاپ و نشر بهبود در 1000 جلد چاپ و منتشر شده است. 

 فروش اینترنتی _کتاب در خواستی شما در شهرستان ها با پست ارسال می شود در لینک های زیر پیام بگذارید:

salariyan.blogfa.com

salariyan@yahoo.com 

جوینی های عزیز علاقه مند به مطالعه در زمینه زبان ترکی می توانند این کتاب را از کتابفروشی های نقاب نیز تهیه کنند.




آپلود عکس" alt="" />




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 بهمن 1394 :: نویسنده : مارال ملایجردی
ماما سلام
حالت چطور است؟
می دانی امروز یک هو یاد قدیم ندیم ها افتادم. حالا که اسفند ماه نزدیک است یاد آن اسفند هایی افتادم که صدامان می زدی و ما را به دشت می بردی تا گگ جمع کنیم.
من هم هرچیزی که از زمین میکندم به تو می دادم و میگفتم : ماما این گگه ؟
و چه گگ بود چه گگ نبود تو میگفتی : آخ دنم قزمه!
دلم یک هو یاد قدیم هارا کرد. راستش را بخواهی دلم برای دیدن یک ستاره در آسمان تنگ شده است.
دیگر حتی یادم رفته است که قدیم هرکداممان ستاره ای در آسمان داشتیم!
دلم لک زده برای اینکه با فاطی به کوچه بدوم و دامن قرمز و شلوار سبز و بولیز آبی بپوشم و اصلا نگران ست نبودن رنگ لباس هایم نباشم!
ماما راستش را بخواهی نمی دانم چرا از شهرهای بزرگ بیزارم.از خیابان های بزرگ که ماشین ها باسرعت از هم سبقت می گیرند.از اینکه یک ساعت از وقتم را به جای دویدن و بازی کردن در دشت های جوین ،پشت ترافیک بمانم،بیزارم.
حتی اگر این وقت را مثل دعوا های بچگی مان با فاطی روی دیوار بنویسیم مارال خر است وفاطی خر است سودمندی و کیفش بیشتر خواهد بود. 
از زل زدن به قیافه ی خسته ی زن روبرویی در مترو خسته شده ام،راستی ماما می دانی مترو چیست ؟
دلم هوای بالای خط را کرده است. 
هوای کره و ماست و کمه درست کردن! جوب آبی که از موتور می آمد و از کنار خانه ی کاه گلی رد می شد را یادت هست؟ صدایش هنوز در گوشم می پیچد.
دلم هوای تورا کرده با اون روسری و پیرهن گل گلی ات. دلم برایت تنگ است.
 تو اگر نباشی گگ جمع کردن هم صفایی ندارد.
تو اگر نباشی ستاره را می خواهم چکار.
تو اگر نباشی بازی کردن با فاطی را هم نمی خواهم.
تو اگر نباشی بالای خط هم دیگر بالای خط نیست.
تو اگر نباشی ترجیح میدهم به قیافه ی خسته ی زن روبرویی در مترو زل بزنم تا زل زدن به جای خالی تو.
و چه عذابیست...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1_جولونو سودن چکی
(Jowlono sodan chaki):
توانایی اداره خودش را دارد

2_جانونه آره گیرده
(Janona Ara girde):
از گرفتاری نجاتش داد

3_جرن توتی
(Jaran toti)
:هنوز پر انرژی است


4_جانی قورتار
(Jani ghortar)
جانت را نجات بده

5_جانونو آلوبدو دیشنه
(Janono alobdo dishena)
جانش را خیلی دوست دارد

6_جننم قولنده 
(Jennem gholende)
:عصبانی شدم

7_جیبم ده عنکبیت مللق ووری
(Jibem da ankabit mallagh vori):

مفلس و بی پولم

8_جیگری تکلسن
(Jigari tekelsen)
نوعی  قارقوش(نفرین) به معنی دلت بشکنه

9_جیگر باغری چخسن
(jigar baghri chekhsin)
نفرین به معنی جگرت در بیاد

10_جار چکماق
(Jar chakmagh)
اعلام کردن

11_جان جانه یانی بادنجان که جانه یانمی
(Jan jana yani badnjan ke jana yanmi):
دل برای دل می سوزد،آدم برای آدم دلسوزی می کند،آدم به درد آدم میخورد
 

12_جانمه یبده
(Janeme yebde)
:خیلی اذیتم می کند،خیلی غر می زند


13_جان جانونه قوشی...
(Jan janona ghoshay):
جون به جونش کنی


14_جان ده بامجان که دگه
(Jande bamjan ke dage)
جان است بادمجان که نیست

15_جودن گچرم سنن گچمرم
(Jodan gacheram sannan gachmeram)
از جوی میگذرم اما از تو نه(از تو نمی گذرم=تورا نمیبخشم) اغلب به شوخی به کار میرود

16_جان یاخن یوخدو
(Jan yakhan yokhdo)
کسی دل برای دیگری نمی سوزاند

17_جفت آتارماق
(Joft atarmagh)
به حرف گوش نکردن

18_جفت لشیب
(Jeft lishbdrig):

با هم دوست شدن ، عاشق شدن

19_جیبنده چرتماق ووری
(Jibenda chertmagh vori):
در درون خوشحال است


1_چمنه تاپماق
 (chamene tapmagh)
: روش و فوت و فن کاری را یاد گرفتن

2_چرگ آدمه رفق ده
(Cherag Adama rafeghde):
پول برای آدم همه کار می کند 

3_چیش یری ده اوتو
(Chish yeri da oto)
:در توبیخ کسی حرف نزن،اقدامی نکن

4_چاقایا ایش بویور،ردنن یوگور
(Chaghaya ish boyor,radennan yogor)
به بچه کاری سپردی انتظار انجام شدنش را نداشته باش

5_چاقا چاقا دانشماق
(Chagha chagha daneshmagh):
حرف های ساده لوحانه زدن

6_چغر باقر ادماق
(Chegher bagher edmagh):
سرو صدا کردن

7_چرگ حرامی اولسون
(Cherag harami olson):
قارقوش(نفرین) برای کسی که نتوانسته کاری را به درستی انجام دهد (حیف نان)

8_چرگ آتله اولسن سن پیده
(cherag atlo olson san piada):
نوعی نفرین به معنی اینکه هیچوقت به پول و درامد نرسی


9_چرگدن دیشبده
(Cheragdan dishebde):
افسرده و بیمار است

10_چرگ قرض برماق
(Cherag gharz bermagh):
نان قرض دادن(در معامله و حمایت از یکدیگر گفته می شود)

11_چپ باشو
(Chap basho):
زنی که شلخته است و از خانه داری سررشته ندارد

12_چپ النن گلی
(Chap alenan gali):
انجام دادن آن برایش خیلی راحت است.

13_چاپاراق گه
(Chaparagh ga):
زود بیا

14_چمله
(Chamle):
خوشدست

15_چولو چقل
(Cholo chaghal):
دستو پا چلفتی

16_چرگ یمبدری ؟
(Cherag yemabderay?)
کنایه از اینکه زور نداری ؟

17_چووان چوخارتی
(Chovan chokhartay):
نفرین به معنی میخچه در بیاوری

18_چرگه یاقه باتوبدو
(Cherage yagha batobdo):
ثروتمند شده است

19_چوخلو چوخ ایستی
(Chokhlo chokh isti):
مال زیاد انسان را حریص می کند


20_چوخ دانشماق قرانه یارشی
(Chokh danoshmagh ghorana yarashi):
زیاد صحبت کردن در شان قرآن است(در پاسخ به کسی که پر حرفی می کند)

21_چچه سه پوخلو
(Chachase pokhlo):
دستو پا چلفتی

22_چلدکی گلبده ایچرکنه قوئوبده
(Cheldaki galebde,icharkene gho_obdo):
تازه وارد قدیمی هارا بیرون کرده است


23_چرگه یاقه باتوبدو
(Cherage yagha batobdo):
ثروتمند شده است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گرد آوری شده توسط گروه آغوشگدن قار تکلی

1_باشه سالماق
(Basha salmagh):
فهماندن

2_باشم بلند اولدو
(Bashem baland oldo):
سربلند شدم

3_باش ورماق
(Bash vormagh):
سرزدن

4_باش كسی
(Bash kac):
خیلی ظالم است

5_باشه دیشماق
(Basha dishmagh):
فهمیدن

6_باشنه داشه وری كه دی
(Bashene dasha voray ke dey...):
سرش را به سنگ بکوبی اعتراف میکند

7_باش چخارماق
(Bash chokharmagh):
سردراوردن از چیزی

8_باشی توویبده
(Bashi tow yebde):
دیوانه شده ای 

9_باش باشنده قویماق
(Bash bashenda ghoymagh):
سر به سر کسی گذاشتن،اذیت کردن کسی

10_بیر اینه ازیه بیر جوآلدوز خلقه
(Bir inna ezia,bir jovaldoz khalgha)
اول ایراد خودت را ببین بعد مردم


11_بیر بیر دن چخ دق
(Bir birdan chekhdegh):
عصبانی شدن

12_بیر نفری قان بورنونن گلمده
(Bir nafari ghan bornonan galmadi)
کوچکترین آسیبی به کسی نرسید


13_بوقچی دولو اولسون تلخدنو حوردن السون)
(Boghchay dolo olson,talkhdano hordan olson):
بقچه ات پر باشد فرقی نمی کند از حور پر باشد یا دانه تلخ



14_برسنی ایپینن چاه گدمه . 
(Birseni epeynan chaha gedma):
باطناب کسی داخل چاه نرو

15_باشنن اندیچلن
(Bashennan And ichan)
:ادم مورد اعتمادیه

16_باشینی آسته بلند اولبده
(Basheni asto baland olobdo):
زن دوم گرفته

17_بیربیره بوراخن
(Bir bira borakhan):
آدم فضول دو بهم زن

18_بیر آتمن یون نچه فطر بارده
(Bir atman yon necha fatere bardo)
معادل فارسی: یک من شیر چقدر کره دارد

19_بیرسه اونه باته بیلمی
(Birse ona bata bilmi):
کسی به اون حریف نیست

20_باش دن اچماق
(Bashdan achmagh)
 کنایه از سرسری گرفتن کاری,سهل انگاری

21_بل باقلماق
(Belbaghlamagh)
آماده ی کاری شدن

22_بورنو یئلله
(Borno yelle):
فیس و افاده ای

23_ بی ایزو و خطر(خطیر)
(Be izo khater):
 بی چشم و رو

24_بورنونو توتی جانو چخی
(Bornono totay jano chekhi):
دماغشو بگیری جانش درمیاد

25_ب یا بی سمک
(Be samak):
بی عرضه

26_بیرباشی با مین سئودا
(Bir basho ba min soda):
یک سر و هزار سودا دارد

27_بو ال او اله نه دی پوخ یمه
( bo al o alena dey pokh yema):
منظور دست وپا چلفتی

28_برماق باشو_برماق باشی
(Bermagh basho)
(Bermagh bashi):
انگشت نما

29_بش برماق بربرلن اولماس
(Besh bermagh berberlan olmas):
پنج انگشت مثل هم نیستند


30_بله ایزق
(Bele izegh):
خیلی لاغر

31_باشه بلیه قالده
(Basho balia ghaldo):
دچار دردسر شد

32_باشنه دانشی
(Bashena danoshi):
هزیون میگه

33_باشدن آیاقه طلا توتی بیرزاد اولمس
(Bashdan ayagha tala totay birzad olmas):
سر تا پایش را هم طلا بگیری ارزشی ندارد

34_باشدن آیاقه بیرقرنه دگمی
(Bashdan ayagha bir gharana dagmi):
ادم بی ارزشی است

35_بقازینن گلسن.
(Boghazinan galsen):
حرامت باد_از گلویت پایین نرود

36_بیر الدن سس چخمس
(Bir aldan sas chekhmas)
 یک دست صدا نداره

37_بیردن ایکیه
(Birdan ikiya):
یک هو_ناگهانی


38_بولاردن فاطمیه تامان المس
(Bolardan fatmia taman olmas):
فایده ای ندارد

39_بیر النن ایکی قاربوز کیتره بیلمری
(Bir alnan,iki gharboz kitara bilmeray)
انتظار بیش از توان نباید داشت



40_باش یوگورتی
(Bash yogorti)

  سرکار میگذارد

41_باشدن گچبده
(Bashdan gachebde):
از حد گذشته


42_بیر چرگ قویی مینگنه گیتری
(bir cherag ghoyi,mingene kitari):
اندکی کمک می کند و هزار برابرش را میگیرد


43_بورنونو یوخاره توتوبدو
(Bornono yokhara totobdo):
کسی را تحویل نمی گیرد

44_بیریس باتمن اولی بیریس یاریم باتمن
(Biris batman oli biris yarim batman):
یکی از شما باید از حق خود بگذرد

45_بیر الی دالی  بیر الی اینگی توتی
(Bir ali dali bir ali engi toti):
معادل فارسی:با دست پیش میکشد با پا پس می زند


46_بیر اغاجلوقدن بیلینی
(Bir aghajloghdan bileni)
:خیلی آشکار است

47_بیر اغاج یولدو 
(Bir aghaj yoldo)
:بستگی به لحن طرف دارد میتواند هم کنایه از دوری راه باشد و هم نزدیکی راه

48_بولاماغ دلییه قالدو
(Bolamagh dalia ghaldo):
این اتفاق به سود آدم نااهل شد

49_باخ نننه ال قزنه
(Bakh nanane,Al ghezene):

50_باشی ساغ اولسون
(Bashi sagh olson):
سرت سلامت

51_باشو گتی نن اوینی
(Basho getiynan oyni):
رفتار سبک از او سر می زند
جلب خطر می کند

52_باشی اند اولسون
(Bashi And olson):
به جانت قسم

53_باشمو سندر نرخه سندرمه
(Bashomo sender,nerkhe senderma):
بازاریان هنگامی که یک نفر جنس را ارزان تر از نرخ بازار می فروشد به کار می برند

54_باشمو سندربده جیبمه قوز تکی
(Bashomo senderebde,jibema ghoz teki):


55_باشمو قاشلیه بیلمرم
(Bashomo ghashlia bileram):
وقت ندارم


56_بالقوش(بایقوش) گز 
(Belghosh gez):
چشم درشت همچون جغد
آدم چشم چران

57_بورنینن گلسن(قارقوش)
(Borninan galsen):
حرامت باد


ادامه مطلب را مطالعه کنید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
با سلام
با همت و تلاش اعضای محترم گروه ملایجردی ها در تلگرام مجموعه ی کنایات و ضرب المثل های ترکی جوین که توسط استاد علی اکبر ملایجردی گردآوری شده بود رو به تکمیل است.
از زحمات بی دریغ تک تک اعضای محترم و گرامی این گروه به ویژه مدیریت آن،استاد علی ملایجردی کمال تشکر را دارم.


آغز المه (aghz alma): غذای مختصری است

ایرگه قاره (irage ghara): فرد کینه ای

ایرگه گنگ (irage geng): شخص دست ودل باز

ایرگه دریادو(irage daryado) : بخشنده است

ایرگ برماق(irag bermagh) : عاشق شدن

ایرگم چیشپدو(iragem chishepde) : خیلی ناراحتم

آیاق نی آستو گدی
(ayaghoni asto gedi) :
 اسهال است

آیاق اچماق(ayagh achmagh) : راه باز کردن
تازه شروع به رفت و امد کردن

ایرگله(iragle) : شجاع

آقزه سید ایسه بری(aghze sid ise beri) : دهانش بوی شیر میدهد

آغور داش براخماق 
(aghor dash borakhmagh)
: مانع بزرگ تراشیدن

آق گز (agh gez): خیره سر

آق ساقال(agh saghal) : پیر و ریش سفید قبیله

ایرگنده ناقاره چی چالی
(Iragenda naghara chi chali)
 : در دلش خوش است اما بروز نمیدهد

آسته کسن
(Asta kasan)
 : آب زیر کاه

اولدوز سانیردیم
(Oldoz sanirdem)
 : کنایه از بیدار خوابی است

ایزه توتدق 
(Ize totdogh)
: در رودروایسی ماندن

ایزه قالماق 
(Iza ghalmagh)
: تو رو دربایستی گیر کردن

ایز ورماق
(Iz vormagh)
 : رو زدن

ایز تومنه دگی
(Iz tomana dagi)
 : مخالف بیر تومنه دگمی

اگری اتو دیز دانوش
(Agri oto diz danosh)
: راستگو باش

ازین ادرین ازییه-تو تونو گدی گزیه
(Ezi ederay eziya_totono gedi gezia)

هر کآری نتیجش بر میگرده به خودت

اجنن تورده یاتی
(Ajonan torda yati)
اجنن گج الی
(Ajonan gaj ali)
خیلی فقیر است

آج گتنه دارانی فیتسنه باقلبده
(Aj getena darani fitasene baghlabde)
 : خودش را بالا گرفته است

آجنون كپ یاتی
(Ajonan kop yati)
خیلی فقیر است

ایپ ایزلده آت قاشده
(Ip izelde at ghashdo)
خشمگین شد _ناراحت شد
كنترلش را از دست داد

آقزیه گره دانش
(Aghzia gera danosh)
 : به اندازه معلوماتت صحبت کن

اتو یالن
(Oto yalon)
 :تیز، زرنگ

آغزو دره
 : دهن گشاد

آیاقی یورغانیه گیره ایزات
(Ayaghi yerghania gera izat)

: پایت را اندازه گلیمت درازکن

یا ایزیل یا دیزیل
(Ya izel ya dizel)
 : یا بساز یاببر

الینجه دویوری
Alyanja doyorei
.موقع الک کردن میفهمی

ایز قآرلق قآلی قشه.
(Iz gharalegh ghali ghesha):
نتیجه کار بد شرمندگی است.

ایشگه قار دلمی
Ishage ghar dalmi
 : کاری ازش ساخته نیست

اللم و درد بیلنم یوخده
(Ellamo dard bilanem yokhdo) :
هم درد نداشتن در زندگی

 آدومو عوض ادرم!
(Man adomo avaz ederam)
: شرط برای کار نشد و غیر ممکن

آدو خیراولن.
(Ado kheir olan)
این دعای خیر برای کسی که از ما دور یا در مسافرت است

آلو اق اینگ.
(Allo agh inag)
سرکرده

آدمی آبروسو سو ین ایزنن گلمبده.
(Adami abroso soei ezenan galmabde)

آلدوم قزی گرمرم ایزی. 
(Aldom ghezi germeram izi)
:دخترتان را گرفتیم و دیگر رویتان را هم نمی خواهیم ببینیم

آبروسنه  بوقولوبده.

آدم ایز آچق یره گدی ایشق آچق یره گدمی.
(Adam iz achogh yera gedi ishig achogh yera gedmi):
روی باز(خوش)عامل رفتن به خانه ی مردم است نه در باز


ال اله یووی ال دولنی ایز یووی.
(Al ale yovi Al dolani ize yovi)
کمک به یکدیگر _ همکاری

ایز چوخدو
(Ize chokhdo):
پرروست

ال اگره
(Al agre)
دزد یا دست كج

ال ایاق اد
(Al ayagh ed)
 عجله كن

اله النه دی پوخ یمه
(Al alena dey pokh yema):
 دست و پاچلفتی بودن

چپ النن گلی
(Chap alenan gali)
مثل اب خوردن بودن

ال برماق
(Al bermagh)
شروع شدن ،نوبر دادن 

اشگه گدی
(Ashage gedi)
 كارش رو دارد

آت كمی ده؟ میننی
(At kimi de? Minani)
اسب از آن کسی است که سوار بر آن است

ایچه ایزق 
(Iche izegh)
بسیار ناتوان و ضعیف

الیاق یالن چاپمه.آیاق یالن چاپمه
(Alyagh yalon chapma)
داغ تراز اش نباش_عجله نکن_خودت را قاطی نکن

آتولماق
(Atolmagh):
 با عجله رفتن به قصد گرفتن چیزی

آل لو قاره
(Allo ghara):
سیاه بخت

آل لو چرتلو
(Allo chortlo):
اخمو

آد و سانلو
(Ado sanlo)
معروف و مشهور
سان به معنی شهرت

آقزو قارانقو یا آغزو آچوق
(Aghzo gharangho ya aghzo achogh):
 كنایه از ادم گیج

ال و آیاق ایترماق
(Al o ayagh itermagh):
دستپاچه شدن

ال و آیاق اتماق
(Alo ayagh atmagh)
عجله كردن

اوتو یئری ده
(Oto yeri da):
 فضولی نكن. دخالت بی جا نكن

اووت دن كیل عمل گلی كیلدن اوت
(Ot dan kil amala gali kildan ot):
 كنایه از ادم زرنگ كه فرزندش بی دست و پا باشد

ایز و گزه بیربیرده ده
(Ize geze birbirdade)
 اخموست

اونی ایپی نن چاه گیرلمری
(Oni ipeynan chaha giralmeray):
به او اعتمادی نیست

ازنه ایترپده
(Ezene iterebde):
خودش را گم كرده

ایز و گز اتماق
(Izo gez etmagh):
كنایه از نشان دادن ناراحتی با اخم در هم كشیدن

ایز دفعه ددم
(Iz dafa dedem):
 كنایه از زیاد تذكر دادن.هزار بار گفتن در فارسی

ایز وورماق 
(Iz vormagh):
رو زدن یا رو انداختن

الی قوی از دیزیده
(Aliy ghoy ez diziyda)
به خودت متكی باش





برای مطالعه ادامه ضرب المثل ها و کنایات کلیک کنید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آپلود عکس


دیروز در مسیر کلاس زبان این آقا پسر کوچک من را بسیار متعجب کرد و با وجود اینکه دیر شده بود نتوانستم از این سوژه ی عکاسی دل بکنم و چندین عکس از زوایای مختلف از این عالیجناب ! گرفتم.
محل این عکس چهار راه دکترا مشهد هست.
این مرد کوچک  من را یاد این حرف پدرم انداخت که همیشه میگفت:"آدام اگر ذله اولسون داشی استندیم باشونو قویی یاتی"؛"آدم اگر خسته باشد سرش را روی سنگ هم می گذارد و می خوابد"
البته به نظرم اگر در عمق عکس بیاندیشیم درس های بزرگتری برای آموختن دارد.


بی اعتنا به نگاه های آلوده به تحقیر عابران
سر به روی سنگ فرش پیاده رو
حتی نگرانی دزدیده شدن ترازویش را ندارد
از هفت دولت آزاد
راحت ترین خواب دنیا از آن اوست.


امیدوارم خداوند از این خواب های آسوده نصیب همه ی ما بفرماید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : مارال ملایجردی
آپلود عکس" alt="" />


ادامه مطلب را مطالعه کنید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : مارال ملایجردی
«این روز ها هزینه های زندگی به قدری بالا رفته که پولی برای کتاب گرفتن باقی نمی ماند.»
شاید این حرف درست باشد و شاید هم یک بهانه. شاید تقصیر ماست و باید از خیلی چیز ها بگذریم و پول به کتاب بدهیم شاید هم نه حق داریم.
اما یک جوان مشهدی با شعار «بی هیچ کتاب می دهم کاش بخوانی،کاش برگردانی» حرکت فرهنگی  قابل ستایشی را در مشهد آغاز کرده است که در معرفی آن روزنامه ی شهر آرا این چنین می نویسد:
«یک جوان مشهدی راه‌حل جدیدی برای فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی پیدا کرده است. «بوکتاب» ایده‌ای جدیدی است که این روزها حسابی رونق گرفته است.
مجله مهر نوشت: ‌آقای «بوکتاب» هر روز یک ساعت در گوشه‌ای از شهر بساط کتاب‌هایش را پهن می‌کند و کتاب قرض می‌دهد و قرض می‌گیرد. یک ساعتی به قول خودش گذاشته تا هر روز کتاب بخواند. بوکتاب، ایده قرض و هدیه‌دادن کتاب است. گروه بوکتاب دوست دارند که کتاب برگردانده شود تا دیگران هم بتوانند بخوانند و استفاده کنند. حسین شاکری، جوان‌۲۲ساله‌ نیشابوری ساکن مشهد است.وی سعی دارد جاهای دیگری هم فعالیت کند تا این کار گسترش پیدا کند. او حالا صفحه‌ای در اینستاگرام دارد که بیش از چهارهزار هوادار دارد؛ هوادارانی که از اینجا با بوکتاب قرارومدار کتاب‌خوانی می‌گذارند!»

به نظر من نکته ی مهم درمورد این طرح این است که نسل ما تمرین می کند امانت دار خوبی باشد بدون اینکه چماق جریمه بالای سرش قرار بگیرد.

اما این طرح برای دومین بار در استان خراسان رضوی در شهرستان سبزوار آغاز به کار کرد.یکی از دوستان پرتلاشم که ساکن شهرستان سبزوار است از دوشنبه هفته ای که گذشت یعنی ۲۶ ام مرداد پیاده کردن این ایده را در پارک بانوان سبزوار آغاز کرده است.
اگر این وبلاگ بازدید کننده ی خانمی دارد که ساکن سبزوار باشد دعوت میکنم که از این طرح استفاده نماید.محل ارائه ی کتب پارک بانوان است و چون آغاز کار است این طرح فقط برای خانم ها اجرا می شود.
علاقه مندانی که ساکن شهرستان سبزوار هستند برای حمایت و استفاده از این خیزش فرهنگی صفحه ی :  sabooktab و علاقه مندانی که ساکن مشهد هستند صفحه ی : booktab را دنبال کنید.

نظر شما راجع به ایجاد این جریان کتاب خوانی در جوین چیست ؟ پیاده کردن این ایده را به جوانان جوینی علی الخصوص خانم های جوینی پیشنهاد می کنم و اگر خانمی تصمیم گرفت این طرح را عملی کند برای هرگونه کمکی میتواند روی من حساب کند.

با سپاس فراوان






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 مرداد 1394 :: نویسنده : علی اکبر ملایجردی
نمی دانم چه بگویم .این نامه از دکتر شریعتی که پشت جلد کتاب طرحی از یک زندگی نوشته ی دکتر پوران شریعت رضوی چاپ شده است تمام آن حس و حال و عشقی  که به پدرم داشتم و بعد از او به سرزمین جوین دارم را برایم گفت.انگار خود من بود که از افکار و احساساتم حرف می زد. امروز  بیش از جمله ی «جواب ابلهان خاموشیست» حرف های شریعتی آرامم کرد،بزرگ مردی که سال ها عکسش روی دیوار اتاق پدرم بود.این مطلب را تقدیم می کنم به همه ی دوستان و دوستداران محترم و بزرگوار پدرم  که در این مدت با زحمات و ابراز همدردی های خالصانه چشم ها را به خود  خیره کردند.این نامه نمودار تمام و کمال احساس همه ی انسان های شریفی است که بدون کوچکترین چشمداشتی برای آبادی سرزمینشان(حال هر سرزمینی ـ در هر کجای جهان) تلاش کردند و هرگز از اصل هدف غافل نشده و در مرداب حاشیه گرفتار نشده اند.



ادامه مطلب را مطالعه کنید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سلام عزیزترینم. امروز که این نامه را برایت می نویسم ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ است. سال گذشته دقیقا در چنین روزی،خداوند یک هدیه ی کوچک به خانواده ی ما اعطا کرد.اولین باری که قرار بود تورا ببینم حس عجیبی داشتم چون همیشه دوست داشتم یک برادر داشته باشم.شاید فکر کنی روبه رو شدن با یک نوزاد یک روزه که این حرف هارا ندارد.ولی برای من اولین ملاقات با کسی که قرار بود عضوی از خانواده ی ما بشود پر از این حرف ها بود.وقتی تورا دیدم اولین حرفی که زدم این بود که چقدر کوچولوئه!


ادامه مطلب را مطالعه کنید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 مرداد 1394 :: نویسنده : علی اکبر ملایجردی
با سلام خدمت دوستان خوب جوینی و ترک زبانم.همانطور که شاید بعضی از شما عزیزان مطلع شده باشید،من در مراسم شب شعری که برای پدرم برگزار شده بود،اعلام کردم که از این به بعد زبان ترکی را برای تکلم انتخاب می کنم.ما ایرانی ها اصطلاحی داریم که در واقع یک نوع شرط بندی لفظی است و می گوییم مثلا اگر این اتفاق بیوفتد اسمم را عوض می کنم! این اصطلاح دشوار بودن تغییر اسم را می رساند.حالا شما در نظر بگیرید سختی های تغییر زبان تکلم با اطرافیان را.



ادامه مطلب را مطالعه کنید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آپلود عکس







ادامه مطلب را مطالعه کنید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

با سلام خدمت بازدید کنندگان محترم وبلاگ گه  گدگ جوینه . با عرض پوزش جهت تاخیر در بروز رسانی مطالب ،  به دلیل بر گزاری مراسم چهلم پدر عزیزم و هم چنین عدم دسترسی به اینترنت این امکان برایم مهیا نبود.

 



آپلود عکس




                                                                                                                                                                         



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
  آپلود عکس



عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده
سر فرو بردم در آنجا تا کجا سر بر کنم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :