تبلیغات
گَه گِدگ جُوِینه - نمونه هایی ازكنایه های تر كی جوین(2)
 
گَه گِدگ جُوِینه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی اکبر ملایجردی
بخش قابل توجهی اززیبایی های هرزبان را کنایات واصطلاحات تشکیل می دهند.کنایه اشاره ی غیر مستقیم به چیزی است.مثلاً کسی که اشتهای زیادی برای خوردن دارد،می گویند

:شکم راصابون زده است.بنده قبلاً نمونه هایی از کنایه هارو دروبلاگ گذاشتم که با نفرین وآفرین های زیادی همراه شد.بعضی ازصادقانه بودن آن ها احساس لذت کرده بودند وبعضی ها آن را برنتابیده بودند.بنارابر بی ادبی ما گذاشته بودند.کلاً به نظر می آید خانندگان ما دوگروهند .عده ای خود اهل تحقیق هستند وارزش کار تحقیقی رامی دانند.درتحقیق واقعیت بازگو می شود.وما دراین قسمت واقعیت هایی را بازمی گوییم که مردم هرروز درزبان روز مره ی خود به کار می برند.عده ی دیگر کسانی هستند که به برکت فروش تکه زمینی دارای ماشین مدل بالا وکت وشلوار ودرنتیجه اهل سواد شده اند .این قبیل آدم ها فکر می کنند اگر ماشین شیک سوار شوی وکت وشلوار بپوشی اهل سواد هم می شوی.درنتیجه ی همین اهل سواد شدن ازطریق ماشین وکت وشلوار است که زبان به انتقاد می گشایندواگر بدانند که دهخدا چه چیز هایی در لغتنامه نوشته است،لغت نامه را به آتش می کشند .

    کنایات درحوزه زبان گفتاری خیلی صمیمانه وصادقانه هستند.واین بدان جهت است که خیلی محسوس وملموس هستند ومانند کنایه های ساختگی اشعار نیست که دورازذهن باشند.کنایه های ساختگی ودور ازذهن درشهر زیر را ملاحظه کنید:

     آهوی آتشین روی چون دربره درآید/کافور خشک گردد بامشک تربرابر

آهوی آتشین روی منظور خورشید است .بره اسم یک بُرج است.کافور خشک منظور روز است .مشک تر منظور شباست .نهایت کلام این که :هنگام بهار شب وروز برابر می شوند.این کنایات واستعاره ها خسته کننده هستند .درعوض کنایاتی که دهخدا وجمال زاده به می برند همه دلچسب هستند، چون این کنایات ازبطن توده برخاسته اند.دراین جا تقریبا نمونه كاملی ازكنایات رادراختیار خانندگان قرار می دهیم ؛تاچه قبول افتد وچه درنظر آید.

1)آتلَن دِق:(   atləndeq )سواراسب شدن:آماده ی رفتن شدن.

2)آتلو رَدِن نَن قُوماق (  Atlo rədennən qovmaq ):تحت تعقیب قرارگرفتن به وسیله ی جنگجو:عجله داشتن

3) آج گِز:(Ac gez)چشم گرسنه :آزمند.

4)آجون نَن توردَه یاتماق:(Aconnən tordə yatmaq)ازگرسنگی درتور خابیدن:خیلی فقیربودن.

5)آخو رروزو:(Axor rozo)آخرین غذایی که آدم  می خورد.این یک نفرین است که انسان ها درمورد خودمی کنند.درجوین کنایه ازتریاک است.

5)آدم یِماق:(Adəm yemaq)آدم  خوردن:زرنگ است.

6)آستونه ایششی:(Astonə işşiy )زیر خودش می شاشد:هنوز بچه است.

6)آقزه سُو دیشماق:(Aqzə sov dişmaq):آب به دهن افتادن:اظهار تمایل کردن (به غذا)

7)آقزی مازه سِنه تاپماق:(Aqziy mazəsene tapmaq):مزه ی دهن کسی راپیدا کردن:به نکته ضعف های کسی پی بردن.

8)آق ساققال:(Aq saqqal)ریش سفید :پیر .باتجربه

9) آللوندَه آق تیک با(بیر سی نی):(Allondə aq tik ba) درپیشانیش ی موی سفید حَست :بردیگران برتری دارد.

10)آللو قارَه:(Allo qarə) پیشانی سیاه:بدبخت.

11)آللو مهر گِرمی(Allo mohr germiy):پیشانیش مُهر نمی بیند:اهل عبادت نیست.

12)آل یِره وُرماق:(Al yerə vormaq)پیشانی به زمین زدن:نماز خاندن.

13)آه وُرماق:(Ah vormaq)آه زدن:نفرین کردن.

14)اِزِنِه ایتیرماق:(ezene itimaq) خودرا گم کردن:خود بزرگ بینی. مثال :اونی اوغلو اِزِنِه ایتیریب دِه:پسر اوخیلی مغروراست.

15)اَل آیاقلو:(Əl ayaqlo):بادست وپا: چلف،زرنگ

16) اَل داش آستونده اولماق:(əle daş astondə olmaq ):دست (کسی) درزیر سنگ بودن:درتنگنا گیر کرده است .مشکل دارد.





نوع مطلب : كنایات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:30 ق.ظ
Hey there, You have done a fantastic job. I will certainly digg it and
personally suggest to my friends. I'm confident they'll be
benefited from this site.
شنبه 4 بهمن 1393 10:18 ب.ظ
آغزو قارانقو
آغزو اچوق
آل لو قاره
یکشنبه 30 آذر 1393 07:51 ب.ظ
سلام قارداش.چوخ گؤزل یازیبدیردیز.بسیار امر پسندیده ای میباشد که تلفظ اصطلاحات رو به لاتین می نویسید.چیلله گجه ییز موتلو اولسون.
شنبه 29 آذر 1393 12:57 ب.ظ
سالام قارداش
بو یازی دان چوخ شئیلر اویرندیم
الینیزه ساغلیق
پنجشنبه 27 آذر 1393 10:44 ق.ظ
سلام
وجه مشترک کایه ترکهاست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :